خطای ذهنی می تواند مانع تصمیم گیری درست شود! با آنها آشنا شوید - مجله اینترنتی واگن هفت
خطای ذهنی

خطای ذهنی می تواند مانع تصمیم گیری درست شود! با آنها آشنا شوید

خطای ذهنی چیست؟ تصمیم گیری و انتخاب یک از مسائلی است که همه ما روزانه بارها و بارها آن را انجام می‌دهیم. همین که مسیر رسیدن از محل کار به خانه را عوض می‌کنیم، در واقع داریم تصمیم می‌گیریم و انتخاب می‌کنیم. یا وقتی می‌خواهیم غذایی را بخوریم یا از خوردن آن صرف نظر کنیم، داریم تصمیم می‌گیریم و انتخاب می‌کنیم.

نکته ای که می‌خواهم بدان اشاره کنم آنست که در فرآیند تصمیم گیری، ذهن انسان همواره دچار انواع و اقسام خطاها می‌گردد و همین موضوع باعث می‌شود، گاهاً تصمیم های اشتباه بگیریم و خوب این مساله خوشایند نیست. بعضاً یک تصمیم اشتباه، مسیر زندگی را تغییر می‌دهد و اثر پروانه ای آن تا آخر عمر دامن‌گیر ما خواهد شد!

خطای ذهنی اول: خطای تأیید خود (Self-Confirmation Bias)

ذهن انسان زمانی به احساس خوب دست پیدا می‌کند که یافته های اطراف را با باورهای خود منطبق ببیند! و اگر خلاف آن را دریافت، حتی الامکان از آن دوری می‌کند! این درحالیست که لزوماً همیشه حقیقت با واقعیت منطبق نیست.

خطای ذهنی دوم: لنگر‌گیری (Anchoring bias)

خطای ذهنی

فرض کنید که می‌خواهید یک دست لباس بخرید، بعد از مراجعه به فروشگاه می‌بینید که بر روی لباس مورد نظر شما برچسب قیمتی که بر روی آن مبلغ ۳۰۰ هزار تومان زده شده، بوسیله ماژیک خط خورده و در کنار آن برچسب دیگری که بر روی آن مبلغ ۲۰۰ هزارتومان زده شده است و قیمت نهایی را اعلام می‌کند، دیده می‌شود. به خاطر همین خطای لنگرگیری تصوری که ایجاد می‌شود، اینست که ۲۰۰ هزارتومان قیمت خوبی است و شما با خرید آن، ۱۰۰ هزار تومان تخفیف می‌گیرید و منفعت می‌کنید! در واقع برچسب ۳۰۰ هزارتومانی مبنای مقایسه (تیله اول) را در اختیار شما می‌گذارد و باعث می‌شود قیمت بعدی ۲۰۰ هزار تومانی (تیله دوم) را با آن مقایسه کنید و بر همین اساس مانع ادامه تفکر می‌شود!

پیامد بد این خطا اینست که ممکن است مبنای اولیه ای (لنگر) که در اختیار ما گذاشته می‌شود، بسیار از واقعیت بدور باشد و باعث شود که ما در ظاهر خوشحال باشیم که نفع برده ایم، ولی در باطن و عملاً ضرر کنیم.

خطای ذهنی سوم: خطای توجه به اطلاعات در دسترس (Availability Bias)

به عنوان مثال اکثر مردم بعد از وقوع سانحه سقوط هواپیما سعی می‌کنند از اتوبوس و یا دیگر وسایل حمل و نقل دیگر برای جابجائی استفاده کنند، این در حالیست که احتمال سقوط هواپیما بسیار بسیار کمتر (تقریباً صفر) از احتمال وقوع تصادف و مرگ بوسیله اتوبوس است.

ذهن انسان به طرز عجیبی تحت تاثیر میزان درد ناشی از وقایع، دچار خطا می‌گردد و بر همین اساس به صورت اغراق آمیزی، آمار و ارقام برای تصمیم گیری و نظر دادن تولید می‌کند! مخصوصاً اگر قرار باشد در مورد چیزی نظر بدهد که اخیراً شدت دراماتیک آن در ذهن باقی مانده باشد! و یا به عبارتی اطلاعات آن در دسترس باشد.

خطای ذهنی چهارم: خطای مقایسه

اکثر فروشنده های ماهر در زمان مراجعه مشتریان، ابتدا کالاها و محصولاتی را که بیشترین قیمت را دارند، معرفی می‌کنند و کم کم سراغ کالاهای با قیمت های پائین‌تر می‌روند. در واقع با این رفتار، مشتری وقتی یک محصول ارزان تر را می‌خرد، در ذهن خود و به صورت ناخودآگاه آن را با گرانترین کالاهایی که قبلاً به وی معرفی شده بودند، مقایسه می‌کند و از خرید رضایت پیدا می‌کند! این در حالیست که ممکن است همان کالای ارزان خریداری شده نیز، واقعاً ارزان نبوده باشد.

ذهن انسان برای تصمیم گیری درست دنبال مقایسه می‌گردد و در زمانی که گزینه ای برای مقایسه پیدا نمی‌کند، عملاً منفعل می‌ماند. بخشی از تلاش ذهن برای پیدا کردن گزینه های مقایسه نه فقط برای اتخاذ تصمیم درست، بلکه برای راضی نگه داشتن و قانع کردن خودش صورت می‌گیرد!

نکته: دلیل اینکه اکثر انسان‌ها از وضعیت زندگی خودشان رضایت ندارند، خطای مقایسه ست، به اینصورت که همواره خود را با کسانی که از لحاظ پول و مقام و منصب و … در جایگاه بالاتری می‌بینند، مقایسه می‌کنند و به عبارتی همیشه خود را در جایگاه مدال نقره می‌بینند!

خطای ذهنی پنجم: خطای تمایل به حمایت از انتخاب (Choice-supportive bias)

خطای ذهنی

اغلب انسان‌ها معمولاً بعد از تصمیم گیری، انتخاب یا خرید تازه یادشان می‌آید که گزینه های دیگر را بررسی کنند و با تصمیم خودشان مقایسه کنند! قطعاً در این حین مواردی را می‌یابند که در تصمیم ها یا خریدهایشان در نظر نگرفته اند و همین مساله باعث ناراحتیشان می‌گردد و برای آن که کم نیاورند از ذهن خود برای حمایت از تصمیماتشان کمک می‌جویند ! که البته همیشه و لزوماً این نوع دلجوئی بد نیست، چون همه انسانها دچار اشتباه می‌شوند!

خطای “تمایل به حمایت از انتخاب” به معنای گرایش و تمایل به ویژگیهای مثبت نسبت داده شده به یک چیز یا یک موضوع خاص است. حتماً قبل از انتخاب و تصمیم گیری و برای بدور ماندن از این نوع خطا این نکته می‌بایست مد نظر قرار گیرد که برند بودن و یا اعتبار داشتن، شرط لازم و کافی برای انتخاب و تصمیم گیری درست نیست. در واقع تصمیم درست با بررسی گزینه‌ها و دیدگاه هزینه-فایده امکان پذیر است نه با رویکرد جانبدارانه.

خطای ذهنی ششم: خطای ارابه موسیقی (Bandwagon Effect)

معمولاً انسان‌ها هنگامی که متوجه شوند و یا برداشت کنند که مردمان بسیار دیگری به رویکردی یا اندیشه‌ای معتقدند، احتمال اینکه بدون فکر کردن آن را بپذیرند، افزایش می‌یابد. به این پدیده، اثر ارابه موسیقی (Bandwagon Effect) می‌گویند.

خطای ذهنی هفتم: سوگیری نتیجه (Outcome Bias)

سوگیری نتیجه، یک خطای ذهنی است که در آن قضاوت در مورد یک تصمیم بر اساس نتیجه و خروجی انجام می‌گیرد و به نحوه انجام فرآیند،کیفیت تصمیم در زمان اتخاذ آن، شرایط و الزامات دوره تصمیم، منابع تصمیم و همچنین شایستگی فرد انجام دهنده توجهی نمی‌شود. این در حالیست که ممکن است برخی از نتایج به صورت شانسی، برخی به خاطر شرایط و الزامات حاکم و برخی از نتایج بر اثر رفتارهای مجرمانه بدست آمده باشند.

دستیابی یک شخص به پولهای بادآورده در شبکه‌های هرمی حاصل اقدامات مجرمانه بوده و به هیچ عنوان نمی‌توان تصمیم به عضویت در این شبکه‌ها را به صرف امید به دستیابی به پول در آینده را منطقی و معقول دانست، خطایی که متاسفانه برخی از مردم گرفتار آن می‌شوند.

خطای ذهنی هشتم: اعتماد به نفس بیش از حد (Overconfidence Bias)

خطای ذهنی

تعدادی از ما انسان‌ها نسبت به توانائی های خود بیش از حد اطمینان داریم که همین مساله باعث می‌شود حساب شده ریسک نکنیم و امکان تصمیم گیری درست را از خود سلب کنیم. متخصصین، بیشتر از مردم عادی در معرض این خطا قرار می‌گیرند، چرا که بیشتر از دیگران به توانائیهای خود اطمینان دارند و احساس می‌کنند که دچار خطا نمی‌شوند!

در برخی از موارد نیز افراد برای جبران کمبودهایی که دارند، دچار این نوع خطا می‌شوند و به دلیل آنکه می‌خواهند به گونه ای آن را جبران کنند، دچار اعتماد به نفس کاذب می‌شوند. به این صورت که فرد برای جبران کمبودهایی که دارد، خود را بالاتر از آن چیزی که هست نشان داده و در زمینه کاری که در آن ناتوان است، خود را در مقابل دیگران بزرگ جلوه خواهد داد تا نظر دیگران را جلب کند.

برخی از مردم در زمان پاسخگوئی به تست‌های شخصیت شناسی، عملاً دچار خطای اعتماد به نفس بیش از حد می‌شوند. به عنوان مثال مردم در زمان پاسخگوئی به این سئوال که به رانندگی خود نمره بدهید، نمره ای می‌دهند که با واقعیات رانندگی در جامعه به کلی متفاوت است!

خطای ذهنی نهم: اثر دارونما (Placebo Effect)

اثر دارونما فرآیندی است که از عالم پزشکی الهام گرفته شده و در تصمیم گیری از آن بهره برداری می‌شود. در واقع این اثر نوع خاصی از فریب ذهن است که در عالم پزشکی و به تشخیص پزشک برای بهبود بیماران از آن بهره برده می‌شود. اگر فردی تحت درمان قرار گیرد و حال وی بهبود پیدا کند، ممکن است بدون آنکه خود وی بداند تحت تاثیر اثردارونما قرار گرفته باشد، بدین صورت که پزشک وی داروهایی که هیچ اثری یا عوارضی نداشته، را برای وی تجویز کرده و این اطمینان را به بیمار خود داده که حتماً حال وی خوب خواهد شد، در این پروسه اطمینان پزشک به بیمار کمک می‌کند که در ذهن وی این باور ایجاد شود که سلامتی حاصل خواهد شد.

خطای ذهنی دهم: تمایل به آخرین اطلاعات (Recency Bias)

تمایل به آخرین اطلاعات، یک خطای ذهنی است که با وقوع آن افراد ناخواسته به آخرین اطلاعات، برداشت‌ها، دانسته‌ها، استدلال‌ها و واکنش‌ها تمایل پیدا کرده و وزن و اهمیت بیشتری به آنها می‌دهند و بر همان اساس نیز واکنش نشان داده و تصمیم می‌گیرند.

اهمیت دادن به آخرین اطلاعات، همیشه بد نیست و در موارد زیادی همچون بررسی روند فروش، نرخ تورم، نرخ بهره، نرخ ارز و … خیلی هم خوب است. در واقع این نوع خطا زمانی موضوعیت پیدا می‌کند که بعد زمان، چندان نقشی در تصمیم گیری نداشته باشد.

خطای ذهنی یازدهم: تمرکز بر نکات برجسته (Salience Bias)

تمایل افراد به تمرکز و قضاوت در مورد یک شخص یا وضعیت، براساس ویژگی‌های برجسته و صفات موجود آن شخص یا وضعیت را خطای تمرکز بر نکات برجسته می‌گویند.

تمایل به تمرکز بر نکات برجسته می‌تواند منجر به برداشت‌های نادرست، پیش داوری‌ها و قضاوت‌های سطحی در مورد افراد، وضعیت‌ها و پدیده‌ها شود. هرگز نمی‌توان از روی ظاهر و یا حتی آگاهی از تعدادی نکات برجسته در مورد یک شخص یا یک وضعیت یا یک پدیده نظر قطعی داد و تصمیم گرفت.

خطای ذهنی دوازدهم: برداشت انتخابی (Selective Perception)

انتخاب، سازماندهی، تفسیر وقایع و اتفاقات بر اساس انگیزه‌ها، پیش زمینه‌ها، تجربیات، فهم، دانش و دیگر زمینه‌های شخصیتی افراد را خطای برداشت (درک) انتخابی می‌گویند.

حتی بعد از شنیدن حرف‌ها و نظرات افراد و در زمان ادامه مسیر، خود شما هم آنگونه که دوست دارید، صحنه تصادف را در ذهن خود بازسازی می‌کنید! بستگی دارد که چه جوری با روحیات شما سازگار باشد!!

خطای ذهنی سیزدهم: استریوتایپ (Stereotyping Bias)

تمایل به طبقه بندی و قضاوت در مورد یک شخص یا گروه بر اساس کشور، شهر، قومیت، زبان، نژاد، مذهب، جنس و … را خطای ذهنی استریوتایپ می‌گویند.

خطای ذهنی چهاردهم: بازماندگی (Survivorship Bias)

تمایل به تمرکز بر افراد موفق در یک حوزه خاص و سعی در یادگیری و اجرای استراتژی ها و تاکتیک های بکارگرفته شده توسط آنها و فراموش کردن این نکته که افراد زیادی همان استراتژی ها و تاکتیک ها را به کار گرفته اند ولی شکست خورده اند. در واقع این خطا باعث می‌شود که به اشتباه بیش از حد برای استراتژی ها و تاکتیک های به کارگرفته شده توسط یک فرد موفق (بازمانده) ارزش قائل شویم و ازاین نکته غافل شویم که همان استراتژی ها و تاکتیک ها برای بسیاری از مردم کار نمی‌کند.

وقتی افراد موفق در خاطره ها می‌مانند و افراد شکست خورده فراموش می‌شوند، خیلی سخت میشه گفت که یک استراتژی خاص باعث موفقیت شده است.

خطای ذهنی پانزدهم: تمایل به ریسک صفر (Zero-Risk Bias)

موقعی که حذف کامل ریسک های کوچک را به کاهش ریسک های بزرگتر ترجیح می‌دهیم، اصطلاحاً دچار خطای تمایل به ریسک صفر شده ایم. تحقیقات نشان داده است که وقتی قرار است بین دو حالت کاهش ریسک از مثلاً ۳ درصد به صفر و کاهش ریسک از ۵۰ درصد به ۲۰ درصد با همان شرایط یکسان هزینه، تصمیم گیری انجام شود، انسان‌های بیشتری تمایل دارند گزینه اول را انتخاب کنند! کمی غیر منطقی و متناقض به نظر می‌رسد.

انسان‌ها از عدم قطعیت گریزانند و دنبال اطمینان هستند، حتی اگر آن اطمینان کمتر مفید بوده و یا آسیب‌زا باشد.

خطای ذهنی شانزدهم: خطای نقطه کور (Blind Spot Bias)

این یک واقعیت پذیرفته شده است که انسانها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودشان می‌بینند. گرایش به این باور که ما کمتراز دیگران دچارخطا می‌شویم را خطای نقطه کور می‌گویند. وقتی نمی‌توانیم خطاهای خود را ببینیم، ممکن است قضاوت‌ها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.

اغلب مردم فکر می‌کنند که تصمیم‌هایی که خودشان می‌گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است! همچنین اغلب افراد، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می‌دانند! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!

خطای ذهنی هفدهم: همه یا هیچ  (All or Nothing Bias)

در این نوع تفکر قانون “همه یا هیچ ” یا “این یا آن ” حاکم است. به عبارتی افرادی که در معرض این نوع خطا قرار می‌گیرند ذهن خود را قالب بندی کرده و یک موضوع ، پدیده، رفتار و … را کلاً سفید یا سیاه می‌بینند. از دید این افراد هر چیز کمتر از کامل، شکست بی چون و چراست.

خطای ذهنی هیجدهم: خطای چارچوب گذاری (Framing Bias)

محققان متوجه شدند که وقتی توضیحات مربوط به گزینه های تصمیم بر اساس سود یا ضرر بیان می‌شود، به طور سیستماتیک باعث بروزرفتارهای متفاوتی در انتخاب و تصمیم گیری افراد می‌شود. به عبارتی ایجاد چارچوب ذهنی مثبت باعث نوعی از رفتار می‌شود که متفاوت با چارچوب های منفی است! این یافته محققان ثابت می‌کند که وقتی اطلاعات ناقص و یا پیچیده است، احساسات می‌تواند در تصمیم گیری نقش داشته باشد.

اکثر فروشنده های ماهر از همین یافته استفاده می‌کنند و به جای آنکه بگویند ” فقط ۷۰ درصد قیمت اصلی رو بپردازید ” می‌گویند ” از ۳۰ درصد تخفیف بهره مند شوید ”. در حالی که درعالم واقع تفاوتی بین جمله اول و دوم نیست. به عبارتی فروشنده با بیان جمله دوم به صورت ناخودآگاه در ذهن مشتری قالب و چارچوبی مثبت ایجاد می‌کند که مشتری به راحتی نمی‌تواند از آن دل بکند!

افراد زمانی تمایل بیشتری به ریسک کردن نشان می‌دهند که احساس کنند در صورت به دست نیاوردن آن فرصت، زیان می‌کنند.

منبع موسسه سمام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

دسته ها: مهارت‌های زندگی
برچسب ها: , ,
مطالب مرتبط
کودکان
پنج ویژگی کودکان از نگاه روسو فیلسوف و نویسنده معروف
مصاحبه شغلی
هفت اشتباه تاثیرگذار در مصاحبه شغلی
فهرست
SQL requests:129. Generation time:6٫628 sec. Memory consumption:55.21 mb